صفحه اول زندگی نامه وصيت نامه دست نوشته ها تصاوير نواها فيلم‌ها خاطرات واگويه ها انتشارات اطلاعيه و اخبار
  Home arrow واگويه ها

شهید علمدار، تجلی بصیرت و ایثار
نویسنده شمال نيوز   
1392/10/18 ساعت 08:37:49

شمال نیوز: من المومنین رجال صدقواماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظرومابدّلوا تبدیلاً-قرآن مجید
شهيد علمدار11دی 1345روزی است که سید دیده به جهان گشود، ۱۹سال بعد در همین روز یعنی 11دی 1364روزی است که زخم عشق به تن نشاند و ۱۴سال بعد باز هم در همین روز یعنی 11دی 1375(۳۰سالگی)روزی است که پروازکنان به معراج عشق شتافت و همچون دوستان شهیدش در جوار رحمت الهی آرام گرفت!
جالب اینجاست که تجمیع اتفاقات برای ایشان در دی ماه همچنان ادامه دارد، یعنی دی ماه 1370 ماهی است که علمدار عزیز متاهل شده و دی ماه 1371 ماهی است که با تولد زهرا، پدر می شود!

ادامه مطلب ...
در سراشيــب جنون
نویسنده مدیریت سایت   
1392/10/19 ساعت 09:04:07

در سراشيــب جنون افتاده ام
از حجاب تن برون افتاده ام
سوز و ساز سينه ي من ساز شد
بُـقـچه راز و نــيازم بـاز شـد
خواستم من عاشقي همسنگ عشق
باشد او منظومه هفت رنگ عشق
تا به روحم خشـت بالايي زنــد
يا برايـم طـبل شيدايي زند

ادامه مطلب ...
ماهی به نام علمدار
نویسنده مدیریت سایت   
1392/10/18 ساعت 08:19:01

ديماه، ماه علمدار
اعداد برای بعضی‌ها یك جور دیگر معنا می‌دهد؛ یعنی انگار بعضی اعداد فقط برای آدم‌ها ساخته شده‌اند؛ مثل دهم محرم كه مال امام حسین(ع) است، چهاردهم خرداد كه مال امام خمینی(ره) است، و یازده دی‌ماه كه مال سید مجتبی علمدار است.
یادم هست «علمدار» را نمی‌شناختم تا اینكه یك نوار دستم رسید. به فامیلی قشنگش حسودی‌ام شد و به سوز عشق عجیبی كه در صدای محزون و دردمندش موج انداخته بود. سید مجتبی علمدار، ویژگی عجیب دیگری هم داشت همین داشتن عدد مخصوص بود.

ادامه مطلب ...
شعري در وصف سيد
نویسنده مدیریت سایت   
1392/10/18 ساعت 08:34:35

کجایی مجتبی ای نور دیده  *** بسیجی بلابرجان خریده

کجایی ای علمدار زمانه  *** نداریم ازتو دیکر مانشانه

کجایی ای گلاب جبهه وجنگ  *** برایت می شود دلها همه تنگ

کجایی ای صفای لاله زاران  *** کجایی ای قرار بی قراران

ادامه مطلب ...
پای درس سید
نویسنده مدیریت سایت   
1392/10/18 ساعت 08:14:44

جملاتی از شهید علمدار
آدم باید توجه کند. فردا این زبان گواهی می دهد. حیف نیست این زبانی که می تواند شهادت بدهد که اینها ده شب فاطمیه نشستند و گفتند: یا زهرا ، یا حسین (ع) آنوقت گواهی بدهد که مثلاً ما شنیدیم فلان جا لهو و لعب گفت، بیهوده گفت، آلوده کرد، ناسزا گفت، به مادرش درشتی کرد.
احتیاط کن! تو ذهنت باشد که یکی دارد مرا می بیند، یک آقایی دارد مرا می بیند، دست از پا خطا نکنم، مهدی فاطمه(س) خجالت بکشد. وقتی می رود خدمت مادرش که گزارش بدهد شرمنده شود و سرش را پایین بیندازد. بگوید: مادر! فلانی خلاف کرده، گناه کرده است. بد نیست ؟!!! فردای قیامت جلوی حضرت زهرا(س) چه جوابی می خواهیم بدهیم.



يك خاطره

از خواهران سیّد شنیدم که می گفتند: وقتی که دخترش به دنیا آمد از او پرسیدم: اسمش را چه می گذاری؟ و او خنده کنان در حالی که در حیاط خانه مان می دوید با حالت نوحه و شعار گفت: «یا زینب و یا زهرا ، یا زینب و یا زهرا» بعدها روزی به من گفت: اگر فرزندم پسر بود، می دانی اسمش را چه می گذاشتم؟ و بعد بلافاصله گفت: «اسمش را می گذاشتم ابوالفضل ، ابوالفضل علمدار»