صفحه اول زندگی نامه وصيت نامه دست نوشته ها تصاوير نواها فيلم‌ها خاطرات واگويه ها انتشارات اطلاعيه و اخبار
  Home arrow صفحه اصلی arrow خاطرات arrow شرط بندی حلال

شرط بندی حلال
1392/10/18 ساعت 08:25:10

جمعه ها در مسجد امام حسن مجتبی (ع) دعای ندبه توسط آقا سیّد با آن صدای زیبایش برقرار بود بیشتر جمعه ها بعد از خواندن دعا برای فوتبال به محله ی بخش 8 می رفتیم و آقا سیّد با اینکه از درد پایش در ناحیه ی زانو رنج می برد ، امّا با علاقه و خیلی جدّی فوتبال بازی می کرد.

در یکی از روزها پیش از بازی فوتبال ، سیّد بچّه ها راجمع کرد و گفت : که بازی خشک و خالی صفایی ندارد، حتما" باید شرط بندی باشد . یکی از بچّه ها گفت:"آقاسیّدشرط بندی؟!از شما دیگر انتظار نداشتیم ." آقا سیّد خنده ای کرد و گفت: "شرط بندی حلال! " بعد آقا سیّد فرمودند:" هر تیمی که بازنده شد برای تیم برنده باید نفری صد تا صلوات بفرستد ."و از آن پس هرگاه بازی برگزار می شد ، یا صلوات دهنده بودیم یا صلوات گیرنده.



نامواره ها


نامواره سال 94 - علمدار بصیرت


نامواره سال 93 - علمدار وحدت

 

آلبوم تصاوير
يك خاطره

از خواهران سیّد شنیدم که می گفتند: وقتی که دخترش به دنیا آمد از او پرسیدم: اسمش را چه می گذاری؟ و او خنده کنان در حالی که در حیاط خانه مان می دوید با حالت نوحه و شعار گفت: «یا زینب و یا زهرا ، یا زینب و یا زهرا» بعدها روزی به من گفت: اگر فرزندم پسر بود، می دانی اسمش را چه می گذاشتم؟ و بعد بلافاصله گفت: «اسمش را می گذاشتم ابوالفضل ، ابوالفضل علمدار»

انتشارات
كتاب علمدار كتاب علمدار عشق

demu alamdar93 قالب حرفه ای و جدید علمدار وحدت

امروز2
دیروز36
ماه1360
کل بازدید ها81197
7 میهمان حاضرند