صفحه اول زندگی نامه وصيت نامه دست نوشته ها تصاوير نواها فيلم‌ها خاطرات واگويه ها انتشارات اطلاعيه و اخبار
  Home arrow تصاوير arrow تصاوير طراحي شده arrow علمدار عشق

علمدار عشق
1396/03/08 ساعت 17:02:53

ای کاش به افطارِ نگاهـت 

برسانی دلِ مـا را ...



يك خاطره

شبی که حال سید بسیار وخیم و تنفس او بسیار تند و مشکل شده بود، او را به اتاقی که دستگاه تنفس مصنوعی بود بردیم در حالیکه تنفس بسیار سریعی داشت و تشنه هوا بود. پزشک دستور داد که داروی بیهوشی به او تزریق شود تا لوله جهت تنفس گذاشته شود و من آخرین جمله ای که از سید شنیدم و بعد از آن تا زمان شهادت بیهوش بود، این بود: یا عمه سادات! یا زینب کبری!